با ما همراه باشید

نقد و بررسی

درساژ: دختری با کفش‌های اسپرت – جشنواره جهانی فجر

منتشر شده

در

پویا بادکوبه را بیشتر اهالی دنیای آگهیهای بازرگانی و آژانسهای تبلیغاتی میشناسند چرا که سالهاست در این حوزه مشغول به کار است و طبق رزومهای که از او در صفحات وب وجود دارد هم به نظر میرسد در این کار تا به امروز نسبتا موفق ظاهر شده است. بادکوبه اولین فیلم خود را با نامی نسبتا نامانوس برای اکثریت مخاطبان یعنی نام «درساژ» ساخته است، نامی که گرایشی در رشته ورزشی اسب سواریاست. کامبوزیا پرتوی نیز به عنوان مشاور او پشت دوربین قرار گرفته و اثراتی از ذهن نابغه نویسندگی و قصهگویی او در فیلم به چشم میآید که البته اکثر آن به هدر رفته است.

نقد و بررسی فیلم درساژ - Dressage

باید بدانید به طور خلاصه و مفید درساژ به مسابقاتی گفته میشود که در آن سوارکار با اسب خود بیشتر حرکات نمایشی و زیبا انجام میدهد و به مسابقه در پیست نمیپردازد،از همین رو اسبهای درساژ به جای اینکه در طبیعت و دشت مورد تمرین قرار بگیرند فقط در میدانهای مخصوص با سوارکار خود تمرین میکنند. تمامی این تفاسیر درباره معنای نام فیلم را از این جهت آوردم که اسم فیلم تاحد زیادی هوشمندانه انتخاب شده چرا که کاراکتر اصلی آن، گلنسا، دختری است عاشق دویدن ولی نه در میدان مخصوصی که جهان (والدین و دوستانش و…) برای او میچینند، بلکه او یکهتازی و سرکشی را دوست دارد.

نقد و بررسی فیلم درساژ - Dressage

داستان فیلم روایتگر عدهای دختر و پسر نوجوان شانزده تا هجده ساله است که در مهر شهر کرج زندگی میکنند. این گروه یک شب تصمیم میگیرند صرفا محض خنده و تفریح به یک سوپر مارکت دستبرد بزنند و مقداری خوراکی و ۷۸ هزار تومان را در این راه میدزدند (یکی دوتن از اعضای این گروه بچه پولدارهایی هستند که اصلا این پولها برایشان رقمی نیست و این دزدی فقط حالتی تفننی برای گروه دارد) آنها بعد از دزدی میفهمند که یادشان رفته نوار ویدیویی دوربین مدار بسته مغازه را هم با خود بیاورند و از ترس اینکه مبادا نوار به دست کسی برسد، گلنسا (که به نظر میرسد جایگاه اجتماعی مالی کمتری نسبت به سایرین دارد) را مجبور میکنند که برود نوار را بیاورد. او بعد از آوردن نوار، تصمیم میگیرد فیلم را دست خود نگهدارد و با وجود اصرار دوستانش، حاضر نیست فیلم را به آنها بدهد. در این بین پدر گلنسا (با بازی علی مصفا) و مادرش (با بازی شبنم مقدمی) هم عزم خود را جزم کردهاند تا با فروش خانهشان به کرج بروند تا به تهران نزدیکتر باشند و در نهایت به تهران برسند، امری که گلنسا با آن مخالف است. این دختر در باشگاه سوارکاری نزدیک خانهشان هم شروع به کار کردن به عنوان کارگر پاره وقت میکند تا به اسب درساژی به نام «الوند» نزدیک باشد چونکه رابطه خوبی بین او و الوند برقرار است.

نقد و بررسی فیلم درساژ - Dressage

درساژ در برخی از رسالتهایی که کارگردان در نظر داشته خوب شکل گرفته و در برخی دیگر نتوانسته آن چیزی که در ذهن سازنده آن بوده را بهطور موثر به تصویر بکشد. مثلا بازی بازیگران جوان فیلم و یا نحوه فیلمبرداری سکانسهای اثر ستودنیست، به ویژه زمانی که گلنسا در خیابان شروع به دویدن میکند یا در پیست اسبسواری با الوند بازی میکند، فضایی که دوربین و نمای آن به بیننده اعطا میکند دقیقا همان چیزیست که از آن انتظار میرود. برعکس بازیگران بهنامتری که در نقش والدین گلنسا بازی میکنند، چندان نتوانستهاند نقش خود را بهدرستی از آب در بیاورند و بازیآنها در سایه اکت بازیگران جوان فیلم نسبتا گم شده است.

نقد و بررسی فیلم درساژ - Dressage

اما مهمترین موضوعی که درباره درساژ باید درباره آن صحبت کرد، سوژه و پرداخت به سوژه فیلم است که برای بررسی آن باید به فیلمنامه رجوع کرد. درساژ فیلم درام روانشناختانهای میخواهد باشد که کاراکتر اصلیاش را یک دختر با مشکلات روانی درونی نشان دهد. این امر در سکانس افتتاحیه فیلم، جایی که دختر در کنار دوستانش در حین دزدی ریسه میرود با بقیه فیلم بههیچ وجه همخوانی ندارد و چرخش تغییر شخصیت گلنسا برای بیننده نامفهوم است (آیا یک سیلی و قلدری برای این چرخش کافی به نظر میرسد؟ من که فکر نمیکنم.) کاراکتر گلنسا در ادامه تبدیل به ضدقهرمانی میشود که بیننده بیشتر از او و حرکاتش بدش میآید تا اینکه بتواند او را درک کند، فیلمساز در صحنههای حضور گلنسا در کنار اسب درساژ خواسته که روی مثبت او را هم نشان دهد اما این بخش از فیلم هم سنخیتی با کلیت آن ندارد. رابطه اسبانسان درون فیلم که بین الوند و گلنسا شکل میگیرد به شدت مصنوعی و بدون پرداختهای لازم است و اصلا نمیتواند به آن مفهومی که فیلمنامه در نظر داشته نزدیک شود.

نقد و بررسی فیلم درساژ - Dressage

پایان بندی فیلم با اینکه قابل حدس زدن است (با توجه به رفتارهای عجیب و غریب گلنسا در طول فیلم) اما میتوانست به مراتب بهتر و تاثیرگذارتر باشد.

درساژ قطعا میتوانست از این فیلمی که الان هست، اثری به مراتب بهتر باشد. بادکوبه برای استارت کارنامه سینمایی خود دست روی موضوع و ژانر حساسی گذاشته که همانند آن در سینمای ایران کم است و این مساله به خودی خود قابل ستایش است اما نتوانسته تمام عناصر لازم برای خلق این اثر را به درستی در کنار هم بچیند و نتیجه معجونی طبقاتی شده که با وجود ترکیبات خوشطعم ، هر طبقه که به سمت پایین میرود بیشتر مزه خوبش را از دست میدهد. درساژ به خاطر استعدادهای تازه و جوانش و همچنین سوژه کمتر تکراریاش در سینمای کشورمان خالی از لطف نیست اما مشکلات ریز و درشتش آن را تبدیل به فیلمی معمولی کرده است.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 + 14 =

تبلیغات

برترین ها