مجری یا بازیگر، کارگردان برنامه های تلویزیونی یا کارگردان سینما.تخصص هایی کاملا مجزا که می توانند به نقاط مشترکی برسند که یقینا نیاز به پارامترها و ویژگی های مهمی دارد. از جمله خلاقیت ، مطالعه و به روز بودن.

به گزارش ایران مگ به نقل از سی و یک نما، در برنامه های تلویزیونی سراسر دنیا که شامل کشورهای پیشرفته می شود، ما مجریانی داشتیم که بازیگران خوبی شدند و از طرفی بازیگرانی که مجری و برنامه ساز موفقی از آب درآمدند.از نمونه های معروف می شود به “الک بالدوین” اشاره کرد که در هردو زمینه به صورت موازی فعال و پرطرفدار است.

درایران نیز نمونه ی بارز آن از دو دهه پیش شهاب حسینی بود که با اجراهای خوب به سوپراستاری در سینمای جهان بدل شد و پس از آن در سال های اخیر برعکس وی که از اجرا به بازیگری و کارگردانی روی آورد، رامبد جوان و مهران مدیری نشان دادند که علاوه بر اینکه بازیگر و کارگردان خوب و مورد علاقه مردم هستند، در زمینه اجرا نیز حرف های زیادی برای گفتن دارند تا جایی که با دو برنامه “دورهمی” و “خندوانه”،  تلویزیون نیمه جان را جان بخشیدند و شبکه نوپای نسیم را به یکی از پر مخاطب ترین شبکه های تلویزیونی بدل کردند که در اینجا نباید متن خوب از نویسندگان خوب را نادیده بگیریم.

اما در این میان، موفقیت دو برنامه ی خندوانه و دورهمی، تهیه کنندگان تلویزیونی، کارگردان ها و سلبریتی ها را نیز وسوسه کرد تا بخت خود را امتحان کنند و این رویکرد با مسابقات تلویزیونی و برنامه های طنز ترکیبی با حضور سلبریتی ها ادامه پیدا کرد که نا موفق ترین در این میان، برنامه “شبی با عبدی” است.چرا که نه “محمد حسین لطیفی” کارگردانی موفق در زمینه برنامه های ترکیبی تلویزیون است و نه “اکبر عبدی” مجری مناسبی برای این برنامه.

نکته ی جالب توجه در مورد بینندگان تلویزیون ایران این است که یک برنامه خوب همیشه بیشتر از یک برنامه بد بستری برای خرده گیری و نقد می شود و از کنار برنامه های بد به راحتی می گذرند و واکنشی زیادی ندارند و مسیر غلط ، راهش را ادامه می دهد.

شبی با عبدی

برنامه پر هزینه ” شبی با عبدی” به کارگردانی محمد حسین لطیفی یکی از ضعیف ترین برنامه هایی است که تا به حال روی آنتن تلویزیون رفته است. برنامه ای کسالت آور، غیر حرفه ای و تقلیدی ناموفق از دو برنامه ی موفق دورهمی و خندوانه با اجرا و شوخی های تکراری و نخ نما که شاید دو دهه ی پیش می توانست لحظه ای توجه ها را جلب کند.البته که برنامه ای مثل شبی با عبدی یک حسن بزرگ داشت و اینکه بتوانیم مروری داشته باشیم و مدیران سازمان هم اگر فرصت شد  تفکری کنند که یک برنامه مثل خندوانه ،  دورهمی، حالا خورشید و حتی در اصل کوچکتر اما قابل تحسین و دیدنی چون

کتاب باز” برحسب تصادف موفق نشده و از اتاق فکر، طرح و برنامه ریزی تا توان مدیریت لحظات غیر قابل کنترل در حضور مخاطب، کار هر کسی نیست ، چه در رابطه با برنامه های گفتگو محور و چه برنامه های ترکیبی ،  واریته ای و مفرح.

از نکات منفی برنامه عبدی شو، شوخی ها و اداهای تکراری اکبر عبدی است که از کارآکترهای فیلم هایش کپی می کند، گفتگوهای تصنعی با مهمان هایی که حرف تازه ای برای بیننده ندارند و تسلط سلبی که عبدی نسبت به مهمان ها دارد و به نوعی نگرش خود را به آنها تحمیل می کند در کنار استندآپ ها و نمایش های بدون متن مطلوب و نوآورانه از بازیگرهای آماتور که بیننده با آن ارتباط نمی گیرد وتماشاچی را خسته و مایوس می کنند.

و نکته ی آخر بی انگیزگی «آدم برفی سینمای ایران »که یقینا از سرمایه های سینما محسوب می شود که به نظر میرسد نه در اتاق فکر برنامه زمان کافی می گذارد، نه پلن خاصی برای هر اجرا دارد و نه اینکه به این برنامه که قرار داد  قابل ملاحظه ای هم بسته است به دیده ای جز یک بیزینس نگاه می کند و محمد حسین لطیفی که به جای چاره جویی که شاید امیدی به احیا این برنامه باشد از آن دفاعی جانب دارانه می کند که کافی است با رصد مخاطبان برنامه از طریق روابط عمومی سازمان منطقی تر به آن بنگرد .

و همینطور دو تهیه کننده با تجربه مثل سید کمال طباطبایی و جواد فرحانی تهیه کنندگان این برنامه که در کنار مدیران شبکه نسیم باید سختگیرانه تر و در واقع  قاطع تر با محتوای “عبدی شو” برخورد کنند.