با ما همراه باشید

سینمای جهان

«ماتئو گارونه» نماینده ایتالیا در جوایز اسکار از فیلم «مردِ سَگی» می‌گوید

منتشر شده

در

ماتئو گارونه,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

بالاخره سینمای ایتالیا که با ۱۴ جایزه اسکار رکورددار کسب جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار است، فیلم «مرد سگی» (Dogman) به کارگردانی «ماتئو گارونه» را برای شرکت در جوایز اسکار ۲۰۱۹ معرفی کرد. این فیلم که اولین نمایش جهانی خود را در بخش رقابتی جشنواره فیلم کن تجربه کرده بود موفق به کسب جایزه بهترین بازیگری مرد (مارسلو فونته) شد و در جوایز روبان نقره‌ای ایتالیا هم بیشترین جوایز را به خود اختصاص داد. از همین امروز با حضور ایتالیا در اسکار گمانه‌زنی‌ها برای برنده اسکار فیلم خارجی هم آغاز شده است. 

 

 

«مرد سگی» در رقابت با ۲۰ فیلم دیگر از سوی کمیته اسکار ایتالیا به عنوان نماینده سینمای این کشور انتخاب شده است. البته سینمای ایتالیا در چند سال گذشته تنها با «پائولو سورنتینو» توانسته است که بدرخشد و کارگردان‌های دیگر این کشور بیشتر تمایل به ساخت فیلم‌های تلویزیونی و آثار تجاری دارند. سورنتینو در سال ۲۰۱۴ با فیلم «زیبایی بزرگ» موفق به کسب این جایزه شد. آخرین مهلت ارسال و معرفی فیلم‌ها از سوی کشورهای مختلف برای رقابت در شاخه بهترین فیلم خارجی اسکار ۲۰۱۹ روز اول اکتبر ۲۰۱۹( ۹ مهرماه) اعلام شده است. 

 

کارنامه ماتئو گارونه

گارونه کارگردانی از نسل جدید فیلمسازهای ایتالیا است که تلاش می‌کند فضای متفاوتی را در فیلم‌هایش تجربه کند. اولین فیلم او «ایمبالمر» (۲۰۰۲۲) بود که آن را یک درام نوآر ایتالیایی دانستند. این فیلم به جشنواره کن ۲۰۰۲ هم راه یافت. دومین فیلم گارونه «اولین عشق» (۲۰۰۴) نام دارد که به بیماری روانی «بی‌اشتهایی عصبی» می‌پردازد. اثری خیره‌کننده و روانشناسانه درباره ویتوریوی طلاساز که دنبال زنی لاغر برای کارش می‌گردد.

 

او می‌خواهد از زنی لاغر مجسمه‌ای طلایی بسازد و هرکسی را که پیدا می‌کند چاق است بنابراین به سراغ مدلی می‌رود و تلاش می‌کند که او را لاغر کند. این زن به درجه ناسالمی از لاغری می‌رسد و ماجراهایی پیش می‌آید که دیدنش خالی از لطف نیست. «گومورّا» (۲۰۰۸) فیلم سوم گارونه است که در ژانر درام ساخته شده است. از بازیگران آن می‌توان به تونی سرویلو اشاره کرد. این فیلم بر اساس کتابی با همین نام اثر روبرتو ساویانو، روزنامه‌نگار ایتالیایی، ساخته شده و جایزه بزرگ جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرد. فیلم از همان ابتدا با کشته شدن یک گنگستر ایتالیایی آغاز می‌شود و روند داستانی عجیبی را طی می‌کند.

 

فیلم بعدی گارونه «واقعیت» (۲۰۱۲) نام دارد که در ژانر درام تولید شده است. گارونه در این سال در اوج شهرت هنری خود قرار داشت. روایت این فیلم بر اساس برنامه‌های تلویزیونی «رئالیتی» تنظیم شده است و نقد گسترده‌ای به سلطه رسانه‌ها در زندگی معاصر دارد. این فیلم هم توانست جایزه بزرگ جشنواره کن را به دست بیاورد و ثابت کند که سینمای ایتالیا همچنان قدرتمند و پر صلابت است. «قصه قصه‌ها» (۲۰۱۵) فیلم بعدی گارونه است که در ژانر فانتزی تاریک ساخته شده است. این فیلم در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ نامزد جایزه نخل طلایی بود. فیلم «مرد سگی» که به مردی در محله‌های شهر رم می‌پردازد آخرین ساخته گارونه است.

 

مرد مهربانی تبدیل به هیولا می‌شود

ماتئو گارونه در گفت‌وگو با «اسکرین دیلی» درباره «چگونگی ساخت پروژه «مرد سگی»» می‌گوید: «مثل همیشه تولید پروژه را با کمپانی خودم «آرکیمید» شروع کردم، اما «رای سینما» که درباره‌اش حتما می‌دانید خیلی خوشحال شد تا بپرد وسط کار. در سال‌های اخیر به خاطر پایان ظالمانه و خشونت‌آمیز «مرد سگی» هم جذبش شدم و هم از آن بدم آمد. داستان این فیلم را بارها دیده‌ایم: مردی بسیار مهربان و دوست‌داشتنی تبدیل به هیولا می‌شود. این چیزهایی که گفتم بخشی از الهام من برای ساخت این فیلم بود.»

 

گارونه در پاسخ به اینکه «چه چیزهایی هم از نظر منطقی و هم از لحاظ درون‌مایه‌ای برای او چالش‌برانگیز بوده است» می‌گوید: «تولید فیلم «مرد سگی» به هیچ عنوان پیچیده نبود. مثل همیشه فیلمبرداری را بر اساس یک نظم و ترتیب زمانی پیش بردم و حتی یک روز و نیم هم جلو افتادم. فرصت کردم تا بتوانم به برخی صحنه‌های قبلی بازگردم که از آنها ناراضی بودم و دوباره آنها را فیلمبرداری کنم. در لحظه آخر هم تصمیم گرفتم که یک قطعه موسیقی الکترونیک کوچک را به فیلم اضافه کنم و به کمیسیون ارائه بدهم. «گابریل نیولا» در ادامه از گارونه می‌پرسد که «بحث‌هایی در زمان برگزاری جشنواره کن در میان بود که فیلم‌هایی که اکران عمومی نشده‌اند نباید در بخش مسابقه شرکت کنند.

 

با این وجود علاقه دارید که با «نتفلیکس» و «آمازون» [شبکه‌های اینترنتی و تلویزیونی] کار کنید؟» و گارونه در پاسخ می‌گوید: «کمی از این حقیقت می‌ترسم که فیلمنامه‌نویسان در سریال‌های تلویزیونی از کارگردان کنترل بیشتری دارند. ولی مجذوب این ایده هستم که شما می‌توانید برای مدت زمان طولانی یک کاراکتر را کاوش کنید و توسعه بدهید. برای یک زمان درست و یک پیشنهاد خوب منتظر می‌مانم. به طرز بامزه و عجیبی وقتی به سال ۲۰۰۶ برگردیم اینجوری می‌شود که فیلم «گومورّا» را به عنوان یک سریال تلویزیونی تصور می‌کردم. به خاطر اینکه کتاب روبرتو ساویانو به شدت اپیزودیک است.

 

ولی آن موقع زمان درستی برای تولید سریال تلویزیونی در ایتالیا نبود. امروز اتفاق‌ها کاملا برخلاف آن روزهاست. گارونه، در پاسخ به اینکه «آیا تا حالا پیشنهاد کارگردانی فیلم‌های بزرگ آمریکایی را داشته است» هم با لحنی ساده جواب می‌دهد که: «بله. در گذشته خیلی پیشنهاد داشتم. آن فیلم‌ها چیزی شبیه به فیلم «گومورّا» بود ولی بیشتر شبیه به فیلم‌های جریان اصلی [سینمای تجاری و گیشه‌پسند هالیوودی]، چیزی مانند داستان آل کاپون».

 

ترجمه: سید حسین رسولی

 

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =

تبلیغات

برترین ها