با ما همراه باشید

نقد و بررسی

نقد فیلم غریزه ی اصلی (Basic Instinct): ملغمه ی توخالی سکس و هوس

منتشر شده

در

غریزه ی اصلی فیلمی بحث برانگیز و جنجالی از کارگردان هلندی پل ورهوفن است که در زمان اکرانش بسیار حاشیه های جنجال برانگیزی را در سینمای هالیوود برانگیخت. اثری اروتیک در دل ساختار هالیوودیسم محافظه کار که بعضا با چنین فیلمهایی می خواهد مخاطب به سالن سینما بکشد. در نگاه نخست و کلی غریزه ی اصلی یک پیرنگ خطی با کنش های دراماتیک را دنبال کرده و با بن مایه ای در ژانر جنایی – پلیسی، می خواهد کمی نوآر گون هم عمل کند. این تصویر را می شود از نقش زن فم فاتالش (زن اغواگر) که یک افسر پلیس را به دایره ی فریبکارانه ی خود به دام می اندازد استنباط نمود. اما با ابن نوع از روایت دراماتیک که فیلم در نظر گرفته و می خواهد قصه بگوید، باید گفت غریزه ی اصلی از درون توخالی و خام است و اگر موتیف سکس و بازی های اروتیکش را از آن بگیری واقها چیزی از فیلم باقی نخواهد ماند. فیلمساز بجای استفاده از موتیف اروتیسیسم در بیان هنری، بیشتر این المان را دستاویزی برای جذب مخاطب و گیشه قرار می دهد. حال در این بین کمی هم چاشنی های مختلف با طعم ها و مزه های گوناگون را همچون ادویه به این خورشت بد طعمش اضافه می کند. از ضرباهنگ اکشن و ریتمیک بالا در تعقیب و گریز جاده ای گرفته تا سانتی مانتالیسم لوس و بدقواره در ساختمان درام. در ادامه هم با درآوردن ماکت هایی بی شکل از جعبه های شانسی کمیک بوک ها، فانتزی کارآگاهی و کشف قاتل را به صورت خنده داری به اثر سنجاق می کند.

نقد و بررسی فیلم غریزه ی اصلی - Basic Instinct

داستان از قتل یک عیاش راک اندرولی شروع شده که توسط شیطانی مو بلوند به طرز فجیعی به قتل می رسد. سپس به صورت منطقی پای پلیس به کارزار باز شده و احیانا درام پلیسی برای یافتن حقیقی قاتل خوش بر و رو که با اندام های جنسی و تن فروشی دست به شکار می زند، استارت می خورد. در ادامه با ورود کاراکتر دلفریب کاترین ترامل با بازی تک خطی شارون استون که بیشتر شبیه به عروسک های کوکی و بلوند باربی است، دل پلیس باهوش و کنجکاو ما، نیک کارن (مایکل داگلاس) به دام این خانم اغواگر می افتد. بعد از این قسمت، نقطه ی اصلی فیلم که سکانس های به اصطلاح اروتیک است، پا به میدان می گذارد و دیگر شاهد بازی استون همچون دختران کلوب شبانه هستیم. با اینکه به طرز جالبی بین مایکل داگلاس و شارون استون هیچ سنخیت سنی دیده نمی شود اما با همه ی این تتاقضات بلاخره حرف اول و آخر را کمپانی ها می زنند و باید یک بازیگر معروف باشد تا مخاطب به سالن بکشد. ای کاش ورهوفن به جای اینکه تلاش کند تا در اثرش تراکنش های ژانریک را وارد نماید، بهتر بود بیشتر روی همان المان نیمه پورن اثرش کار می کرد تا حداقل مثل تینتو براس ادعای درام و سینمای نمایشی نداشته باشد.

 

غریزه ی اصلی را می توان اینطور تعریف کرد: سکس به اضافه ی احیانا تصاویر سینمایی دسته چندم هالیوودی که می خواهد ادای درام پلیسی را دربیاورد و سر آخر یک اروتیک ساختارشناس و سایکولوژیک جمع بندی نماید. البته با این اثر تبلیغ خوبی برای استعداد سکسی شارون استون صورت گرفت و مسیر جدیدی برایش باز شد تا در پروژه های بعدی بیمه باشد که کمپانی های لس آنحلس برایش فیلمنامه ارسال کنند و غریزه ی اصلی ۲ و ۳ و غریزه های دیگر را برایشان نقش آفرینی ماندگار نماید. اصلی ترین انسجام فیلم کمی آن دوربین سینمایی اش به اندازه ی یک اثر کوتاه ۵ دقیقه ای است که مثلا در اولین سکانس تعقیب .کارن در جاده های کوهستانی دیده می شود. جاگیری دوربین و نماهای تعقیبی اش ذوق خوبی از فیلمبردارش نشان داده و سپس موسیقی جنایی و تعلیق وار جری گلداسمیت که روزی برای طالع نحسملودی های سایکولوژیک با تم ماورا طبیعی ساخته بود. البته می توان در پایان این نگاه را هم از فیلم تاویل نمود که خانم ترامل یک موجود افسانه ای از دنیای پریان است که به جرم انحرافات اخلاقی طردش کرده اند او برای مردان، دست به تیغ یخ شکن می شود و همچون ابلیس، به بالای عیاشان فرود می آید. شاید بتوان فقط این برآیندهای خیالی را به اثر چسباند تا کمی گروه سازنده بهمراه برادران تهیه کننده اش خوشحال بشوند که احیانا فیلم ساخته اند.

نام: غریزه ی اصلی (basic instinct)(1992)

کارگردان: پل ورهوفن

امتیاز: بی ارزش

منتقد: پژمان خلیل زاده

بیشتر بخوانید: نقد و بررسی فیلم پارک ژوراسیک: قلمروی سقوط کرده

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 11 =

برترین ها