با ما همراه باشید

فیلم ترکی

نقد فیلم Mustang نامزد بهترین فیلم خارجی‌ اسکار

تقابل اسلام‌متحجر و مدرنیته در”اسب وحشی”/ فرار از زندان تعصب به سوی استانبول

منتشر شده

در

اسب وحشی یکی از نامزدهای بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار ۲۰۱۶ بود که داستان دردناک پنج خواهر ترکیه‌ای را در مقابله با تعصبات فرهنگی محل زندگی‌شان روایت می‌کند.

به گزارش ایران مگ ؛ به نقل از ۸دی؛ چندی است کشور ترکیه وارد ساخت فیلم هایی شده که برخی کارگردانان ایرانی سال هاست در ساخت و تولید آن تبحر دارند، آثاری که ابتدا به نظر می رسد  هدفشان ساخت محتوایی است برای به چالش کشیدن تعصبات فرهنگی در مقابل دنیای مدرن ولی در اصل مقصود آنها کوبیدن مقوله ای است بنام دین و نشان دادن دینی که بی پایه و اساس است و هیچ گونه تفکر را بر نمی تابد.

 

 

اسب وحشی یکی از نامزدهای بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار ۲۰۱۶ بود که داستان دردناک پنج خواهر ترکیه‌ای را در مقابله با تعصبات فرهنگی محل زندگی‌شان روایت می‌کند. جالب است که فقط به این دست فیلم های کشورهای اسلامی جایزه میدهند که بیشعوری و عقب ماندگی ها را به تصویر میکشند.

کارگردان فیلم خانم دنیس غمزه ارگوون است، که اولین فیلمش می باشد، در تجربه اول بسیار خوب ظاهر شد، او خودش را در این اثر بسیار متأثر از فیلم Augustine ساخته خانم  آلیس وینکور فرانسوی می داند که یک اثر درام، شهوانی است. تأثیر آلیس بر دنیز غمزه آنقدر زیاد بود که او را در نوشتن فیلمنامه بکار گرفت.

بررسی داستان فیلم
داستان فیلم از روستایی در شمال ترکیه شروع می شود، روستا متعلق به قوم لازها است که دارای مذهب اسلام سنی با تعصبات قومی خاص خودشان هستند، در روستایی نزدیک به دریا در ترکیه، شش هزار مایل و یا بیشتر، دور از استانبول، پنج خواهر زندگی می کنند. بزرگترین و شجاع ترینشان، لاله ی دوازده ساله است. و همنیطور به ترتیب سن نور، اچه، سلما، و سونای هستند که یک سالی هست یتیم شده اند و توسط مادربزرگشان و به کمک عموی نامهربانشان ارول، نگه داری می شوند.

 

رابطه خواهری این پنج نفر نزدیک است، اغلب با هم شوخی های ساده ای دارند و با یکدیگر تیم خوبی تشکیل داده اند. همگی آنها با هم در یک مدرسه درس می خوانند، در روزهای پایانی هفته با یکدیگر تا ساحل مسابقه می گذارند و بر روی شانه های پسران- و نه دوست پسرانشان، بلکه همکلاسی هایشان- با یکدیگر جنگ آب راه می اندازند و آب بازی می کنند.

اگر این شما را به یاد “تعطیلات بهاری” با لباس های شنا و آبجوهایش می اندازد باید تجدید نظر کنید، دخترها تماما پوشیده اند، و تا خانه بدون هیچ دردسری و محض خوشی می دوند. ولی در ادامه پی می بریم که دیگر وقت سرخوشی سر رسیده است. دختران اظهار دارند که تمام رفتارها و اتفاق ها در دریا فقط یک بازی است، اما مادربزرگ باور دارد که بازی ای وجود ندارد.

 

 

ارول که نماد دین داران است آنها را گناهکار خطاب می کند. رفتار و کردار عجیب دختران باعث شرمساری آنها در میان ساکنین می گردد و از آن به بعد زندگی برایشان شبیه به زندان می شود. درهای خروجی بر رویشان قفل می شود، بعدها پنجره ها نیز جوش می خورند، خرده چیزهایی مثل موبایل، کامپیوتر وسایل آرایشی نیز جمع می شوند.

در بین مردم، تی شرت ها و دامن های کوتاه جایشان را به چیزهایی داده اند که لاله شخصیت اصلی فیلم و کسی که مخاطب خود به خود با او همزاد پنداری می کند آنها را “لباس های بی رنگ و رو و بد قواره” می داند. اما پس از مدتی این زندان جای خود را به آن چیزی که لاله آن را “کارخانه همسرسازی” می داند تغییر پیدا می کند، و به زودی سونای و سلما ازدواج می کنند، ازدواجی نه چندان مطابق سنت ها اما ما قبل از اینکه آنها بخواهند خودشان را داخل مشکلات بیشتری پیدا کنند به سرعت دلیلش را درک می کنیم. با دیدن این سکانس برای مخاطب سوال ایجاد می شود که سه خواهر باقی مانده چه می شوند؟ چگونه آنها می توانند با چنین سرنوشتی کنار بیایند؟

 

 

فیلم هیچ گاه مستقیما نمی گوید که ماجرای اختلاف دیدگاه از کجا شروع می شود، اما در طول فیلم غیر مستقیم مشخص می گردد مرجع اختلافات مدرسه است!، مدرسه ای که میخواهد آنها را مدرن بار بیاورد و جامعه ای دور از تمدن نمی خواهد، در مقابل این مرجع مدرسن سازی اما خانواده که نماد جامعه سنتی است وجود دارد.

خانواده ای که بزرگترش مادربزرگ متعصب و بی رحم است، او شخصیت منفی فیلم بوده و به مخاطب فهمانده می شود او یک زن مسلمان است. در جایی از فیلم زن همسایه که نماد اسلام است و بر خلاف نمادهای مدرنیته خوش اخلاق در فیلم لباس های گشاد می پوشد و زنی عقب مانده است به مادربزرگ خبری از کارهای دختران می رساند و از همین رو وی خانه را برای فرزندان به زندان تبدیل می کند.

مادربزرگ بد قصه فیلم نماد مذهب و مذهبی ها، دختران نماد نسل جدید و خانه که به زندان تبدیل شده است نماد ترکیه یا مناطق هنوز مدرن سازی نشده کشور ترکیه هستند که کارگردان به خوبی این ها در کنار هم قرار داده است.

نکته جالب دیگر اینجاست که درکل فیلم حرف از آبروست نه انسانیت، و کارگردان می خواهد نشان دهد در جامعه سنتی آبرو از همه چیز حتی از انسانیت هم مهم تر است و این اهمیت ریشه در تعصبات دارد و ریشه تعصبات در فیلم مذهب نشان داده می شود، مذهبی که هیچ دلیلی حتی دلایل واهی هم برای اعمال خود ندارد. چرا که در تمام فیلم مادربزرگ که نماد مذهب است یک دلیل برای کارهایش نمی آورد.

تعصبات آنقدر زیاد است که پس از ازدواج ۲ خواهر بزرگتر، زمانی که میخواهند خواهر سوم را شوهر بدهند او خود را می کشد ولی  مادربزرگ خیلی خونسرد تلاش می کند برای شوهر دادن دختر چهارم، که لاله دختر پنجم و شخصیت اصلی فیلم نقشه فرار به استانبول شهر رویا ها را می کشد و فرار از زندان در شب عروسی نور خواهر چهارم رخ می دهد.

 

 

او به استانبول که نماد تمدن و توسعه است فرار می کند و نزد معلم مدرسه اش که مروج و نماد تفکر مدرنیسم است می رود تا با هرکه که بخواهد ازدواج کند و هرجور که بخواهد آینده اش را بسازد. شهری که نمادی از اسلام را در آن بتصویر نمی کشند بلکه فقط ساختمان ها و پل ها که نماد بورژاوزی و شهر مدرن است نشان داده می شود.
فیلم برپایه شهوت و درام ساخته شده است و مخاطب را با تکنیک های سینمایی مجبور می کند بپذیرد دختران بی حجاب چقدر زیباتر هستند زیرا زمانی که خواهران حجاب دارند صحنه ها تاریک و به سیاه و سفید نزدیک می شود و در سکانس هایی که دختران پوشش ندارند و مدرن می پوشند رنگ در صحنه موج می زند و آن را به قابی زیبا و اثر گذار تبدیل می کند.

 

 

نتیجه فیلم
نتیجه اش این می شود که اسلام دین تعصبات و کوردلی و عقب ماندگی هاست. البته ما خودمان هم به آن اسلام انتقاد داریم، مگر هرکسی که لباس سفید پوشید دکتر است؟ پس چرا ما هرکس را که حجاب دارد مسلمان می نامیم؟ مگر برای دکتری نیاز به تحصیل نیست؟ شاید بتوان گفت آنها مسلمانان را درست به تصویر میکشند چرا که تاکنون یک مسلمان واقعی و مؤمن ندیده اند و اسلام حقیقی به آنها ارائه نشده است مانند مسیحی ها که چون اسلام واقعی و مطابق با عقل به آنها ارائه نشده است به کلی دین را زیر سوال می برند.

اما به هر صورت کارگردان و سازنده فیلم اسلام را زیر سوال می برند و به مخاطب تنها تفسیری افسارگسیخته و جاهلانه و متعصبانه از اسلام ارائه می کنند.

نویسنده: امین یوسف زاده ، باز نشر : ایران مگ

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 1 =

تبلیغات

برترین ها