197shm232

خلاصه داستان:

امیر علی ( ساعد سهیلی ) و نوشین ( زیبا کرمعلی ) دو جوان پائین شهر تهران هستند که به یکدیگر علاقه مند هستند و قصد دارند تا به همراه یکدیگر به خارج از کشور بروند. اما نوشین به یکباره به دبی می رود و…

کارگردان :

محمدحسین مهدویان : مستند ساز جوان ایرانی که در سال ۱۳۹۱ با ساخت فیلمی نیمه مستند به نام « آخرین روزهای زمستان » درباره زندگی شهید باقری توانست توجهات زیادی را به خود جلب نماید و سپس در سال 1394 با بکارگیری همان فرمول فیلمسازی، « ایستاده در غبار » را روانه سینماها کرد که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم فجر شد. و پس از آن « ماجرای نیمروز » را درباره گروهک منافقین روانه سینما کرد. « لاتاری » اولین ساخته اجتماعی مهدویان محسوب می شود.

درباره فیلم « لاتاری » :

محمد حسین مهدویان فیلمسازی است که مسیر حرفه ای خود را با انتخاب و ساخت آثاری پشت سر گذاشته که همواره حساسیت برانگیز بوده اند. پرداختن به زندگی احمد متوسلیان در « ایستاده در غبار » و ماجرای گروهک منافقین در « ماجرای نیمروز » از جمله مسائلی بوده که محمد حسین مهدویان طی سالهای اخیر به سراغ آنها رفته و با توجه به تسلطش بر فرم روایت مستند وار که باعث نزدیکی مخاطب با داستان می شود، توانسته نظر مساعد مخاطبین سینما را در حوزه جنگ و شخصیت های سیاسی دوران جنگ جلب نماید. اما حکایت « لاتاری » که اینبار با جنگ و آدمهای آن کاری ندارد، با دیگر ساخته های این کارگردان تا حد زیادی جداست.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/lottery/thumbs/phoca_thumb_l_1.jpg

مهدویان اینبار نیز برای روایت داستان خود به سمت و سوی فرم مستند رفته و تمام ویژگی های تصویربرداری که همواره در آثارش مورد استفاده قرار می گیرد را بار دیگر در « لاتاری » به کار گرفته. دوربینی که معمولاً دور از سوژه قرار دارد و داستان را از زاویه سوم شخص روایت می کند، گویی که فردی هموار در کنار شخصیت های داستان نشسته و نظاره گر فعالیت ها و گفتگوی آنان می باشد. شاید استفاده از این تکنیک در « ایستاده در غبار » بهترین تصمیم ممکن بود و می توانست به شدت بر وجه رئالیستی اثر بیفزاید، اما به کارگیری آن در « لاتاری » نمی تواند باعث شود تا مخاطب به قصه و آدمها نزدیک شود و با آنان همذات پنداری کند چراکه اینبار فیلمنامه از پای بست ویران است.

« لاتاری » که نخستین اثر اجتماعی این کارگردان محسوب می شود و نویسندگی آن نیز برعهده خودش بوده، تمام ویژگی های یک اثر بد را به همراه دارد. نخستین ایراد فیلم در طرح قصه و شخصیت پردازی می باشد. امیرعلی و نوشین دختر و پسر جوانی هستند که فارغ از مشکلات شخصی شان، رابطه ای عاشقانه را تجربه می نمایند اما این رابطه هرگز به عمق نمی رسد و فیلمساز با شتابزدگی در چند سکانس و طرح شوخی های دم دستی میان این دو، قصد دارد مخاطب را به عمق رابطه این دو ببرد که ابداً در این راه موفق نبوده. در واقع عدم موفقیت مهدویان در رقم زدن عاشقانه میان امیر علی و نوشین زمانی اهمیت می یابد که مخاطب در نیمه داستان به یکباره با پسری جوان مواجه می شود که قصد دارد زندگی خود را فدای دختر مورد علاقه اش نماید، دختری که عاشقانه اش با امیر علی در یک سوم آغازین فیلم به ثمر نمی نشیند و ابتر باقی می ماند.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/lottery/thumbs/phoca_thumb_l_7.jpg

« لاتاری » در میانه داستان حتی منطق نصفه و نیمه خود را هم از دست می دهد و هنگام مقدمه چینی برای بیان سخن اصلی خود، به بدترین وضعیت ممکن گرفتار می شود. از راه رسیدن یک غریبه نا آشنا با ماشین مدل بالا و فرستادن دختر به دبی آن هم در کمترین زمان ممکن، از جمله مشکلاتی است که فیلمنامه با آن مواجه است. به همین دلیل است که زمانیکه نوشین به یکباره به دبی می رود و پس از مدتی خبر درگذشتش به ایران و امیر علی می رسد، مخاطب چندان غافلگیر نمی شود چراکه فیلم در پرداخت شخصیت دختر و امیر علی دچار ضعف فراوان است. اما این موارد تنها مقدمه ابتدایی مشکلات « لاتاری » است که جنبه های سینمایی دارد و قابلیت بررسی دارد؛ مهمترین شاخصه جدیدترین اثر محمد حسین مهدویان یک سوم پایانی داستان است که در نوع خود یکی از عجیب ترین در سالهای اخیر سینمای ایران بوده است.

به نظرم ی رسد که مهدویان با مقدمه چینی پر ایراد خود در نیمه ابتدایی فیلم که در آن نه شخصیت ساخته می شود و نه منطقی در رفتارشان به چشم می خورد، می خواسته به حرف نهایی خود که تنفر از اعراب حاشیه خلیج فارس است برسد. تنفری که نتیجه آن رقم خوردن یک سوم پایانی « لاتاری » است که سراسر لحظات تعجب برانگیز با دیالوگ هایی که به واقع در حال نفرت پراکنی هستند می باشند. لحظاتی که امیر علی و مربی فوتبالش موسی ( هادی حجازی فر ) به یکباره تصمیم می گیرند به دبی سفر کنند تا گناهکار را با الهام پذیری نصفه و نیمه از منطق « قیصری » مجازات نمایند و در این میان کسانی را هم مواخذه نمایند که دست روی دست گذاشته و با چاقو به هر نقطه دنیا نمی روند تا کار افراد را یکسره نمایند!

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/lottery/thumbs/phoca_thumb_l_3.jpg

فارغ از نگاه خام و خشونت آمیز فیلمساز به سوژه اثرش، سوال اصلی که هرگز در « لاتاری » مطرح نمی شود و ظاهراً فیلمساز هم علاقه ای به پرداختن به آن ندارد این است که چرا و به چه دلیل افراد به این سادگی پا به کشورهایی می گذارند تا چنین سرنوشت شوم و پلیدی نصیب شان گردد؟ مهدویان آشکارا از بررسی ریشه مشکلات اجتماعی که منجر به مهاجرت افراد می گردد پرهیز کرده و تنها نوک پیکان خشم و خشونت خود را به سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس نشانه رفته که قاچاق دختران به کشورشان انجام می شود. همین مسئله باعث شده تا « لاتاری » یک اثر کم مایه و به شدت سطحی و البته ترسو باشد که به دلایل مختلف، از پرداختن به دلایل مهاجرت شهروندان ایرانی به دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس پرهیز کرده و در مقابل، با کینه و خشونتی عجیب به دبی تاخته است.

خشم و خشونتی که می توان آن را در آغاز لحظه ورود شخصیت های داستان به دبی در دیالوگ ها شاهد بود. در زمان ورود امیرعلی و موسی به دبی، تقریباً لحظه ای نیست که صحبتی از دبی به میان نیاید و افراد با کنایه و یا حتی توهین مستقیم، به این شهر و کشور و تمام مواردی که به امارات مرتبط می شود، سخنی به میان نیاورند. خشونت کلامی که شبیه به فیلمنامه سینمایی نیست و بیشتر مشابه به یک عقده گشایی درونی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بوده.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/lottery/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpg

« لاتاری » در انتها نیز با رقم زدن یک پایان عجیب و همسو با رویکرد کلی فیلمنامه، به هر شکل ممکن سعی می کند از احساسات ملی گرایانه مخاطبان ایرانی سوء استفاده نماید و توجیه مناسبی برای خشونت خود مهیا نماید. فیلمساز در دقایق پایانی به هر نوع عامل و بهانه ای که بتواند خشم تماشاگر را برانگیخته نماید چنگ می اندازد که از جمله آن بازی با کلمه ” خلیج ” و البته اقدام نهایی موسی است که بیشتر شبیه به یک بیانیه سیاسی ساده لوحانه است که برخلاف اعتقاد فیلمساز، اینجا جنبه شخصی نمی یابد و از زبان یک ملت بیان می گردد. منطقی که البته خیلی با تصویری که از ایران در جهان ارائه شده متفاوت نیست و بطور کل می تواند بیانگر همان توصیفی باشد که در تبلیغات علیه این سرزمین از آن استفاده می گردد!

« لاتاری » در مجموع اثری عقب مانده است که بیشتر برای مصرف داخلی ساخته شده و به شدت نیز تاکید دارد تا مخاطبش را احساساتی کرده و او را به سمت تفکر خشونت آمیزی که در اثر مطرح می شود سوق دهد و چنانچه مخاطب راه دیگری را برای پایان بحران قاچاق در نظر داشته باشد، او را بی غیرت خطاب می کند. تفکری که در جدیدترین اثر محمد حسین مهدویان مطرح می گردد به واقع خطرناک است و می تواند به مثابه تایید قتل و کشتار باشد که براساس آن قرار است احساسات ملی مخاطب تحریک شده و برای چنین اقداماتی سوت و کف به همراه بیاورد. « لاتاری » از منظر سینمایی اثری ضعیف و سطحی است اما تفکر اصلی که در آن جریان دارد نه ضعیف بلکه خطرناک است!

 

 2                                                                     Photo Gallery2 

 

منتقد : میثم کریمی                                                      

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت ” ایران مگ ” به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت ایران مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی ایران مگ بپیوندید


 

نام فیلم : لاتاری lottery2344

کارگردان : : محمد حسین مهدویان  

فیلمنامه : محمدحسین مهدویان, ابراهیم امینی

تهیه کننده : محمود رضوی

مدیر فیلمبرداری: هادی بهروز

بازیگران :

ساعد سهیلی

زیبا کرمعلی

هادی حجازی فر

حمید فرخ نژاد

و…