با ما همراه باشید

فیلم هالیوودی

نقد و بررسی فیلم “نگار”: تجربه ای ستایش برانگیز

منتشر شده

در

در طول تاریخ سینمای ایران همیشه آثار هنری و ساختارشکن در موازات با جریان اصلی و بدنه ی سینما با حرکتی دست و پا شکسته رو به جلو آمده اند. آثاری که بر اساس دوران تاریخی خود، تحت تاثیر فرم ها و سبک بیان جریانات سینمایی در جهان قرار گرفته و در زمان خودشان حرفی برای گفتن داشتند. اما سینمای ایران در این چند دهه ی گذشته با سر مشق قرار دادن فرم های مدرن و پست مدرن، در حال تلاش و آزمون و خطایی منسجم و غیر منسجم می باشد. از فیلمهایی همچون ماهی و گربه و هجوم گرفته تا درباره ی الی و مادر قلب اتمی ها. حال فیلم نگار اثر جدید رامبد جوان در چنین وضعیتی بسر می برد. اثری که در ساختار خود دست به یک ساختگرایی مدرن زده و نوع بیانش در سطح سینمای ایران یک تازگی خوش طعم دارد. اولین موضوعی که پس از دیدن نگار به ذهن ما خطور می کند، نبوغ کارگردانی رامبد جوان در این اثر است. فردی که در ظاهر با آن رفتارهای ساده اش و سبک شومنی و تاریخچه ی بازی های کمیک اش واقعا آدمی را سوپرایز کرده که توانسته از پس ساخت چنین اثر پیچیده و خوش ساختی برآید. اما در پس کارگردانی رامبد جوان، فیلمنامه نویس اثر احسان گودرزی با خلق موقعیت ها و یک درام پیچیده با پارامترهایی سوررئال و هذیانی، مضمون و پیرنگ نگار را به خوبی تقویت کرده است. گودرزی ای که همان شخصیت فیلم اژدها وارد می شود مانی حقیقی است و اثر تالیفی اش هم آن پیچیدگی های پرسناژ فیلم اژدها…. را به همراه دارد.

داستان نگار از سکانس خودکشی فرامرز ولیان (علیرضا شجاع نوری) با دیالوگ های کاراگاهی (علیرضا آقاجانی) شروع می شود. پلیس در حال بازگویی نحوه ی کشته شدن ولیان به دخترش نگار (نگار جواهریان) است. در همین سکانس فیلمساز با یک پلان جالب فیلم را شروع می کند. دو واقعه و دو زمان درهم، به صورت یکجا با خاصیتی سوپر ایمپوزی روایت می شود که همین امر در همان ابتدا نوید این را به مخاطب می دهد که با یک اثر پیچیده و سوررئال مابانه طرف است. تم نگار با اینکه یک درام جنایی – معمایی را یدک می کشد اما در بطن خود می خواهد با روایتی غیر خطی پرسناژهایش را معرفی کند. این ساختار ما را به یاد فیلم ( و سریال) توئین پکس دیوید لینچ می اندازد که همین المان مشخص می نماید که احیانا نویسنده در پس ذهن خود اثر لینچ را در نظر گرفته است. حال با به وجود آمدن مرگ مشکوک پدر، نگار باید با یک بحران جدید دست و پنجه نرم کند. بحرانی با تم هذیان و توهم که رنگ واقعیت دارد و مخاطب هم به همراه نگار وارد لابیرنت های پیچ در پیچ و جهان سوبژکتیو پرسناژ مرکزی فیلم می شود. اثر با اینکه در ذات می خواهد به سبک کلاسیک رفتار نماید اما ترجیح می دهد نحوه ی روایت و پیشبرد قصه اش را به صورت غیر خطی و اختلاط در زمان رو به جلو ببرد.

این نوع انسجام ساختاری برای یک فیلم در پروسه ی ساخت درامش کار بسیار سختی است، رامبد جوان توانسته با بهره گیری از یک متن خوب، فیلمی کنش مند و ستایش برانگیز در حیطه ی تکنیک و فرم خلق نماید. البته این موضوع را هم می توان اضافه کرد که در ساحت ساختار و فرم، نگار در برخی از پارامترهای فرمیک کمیتش لنگ می زند. بخصوص در عرصه ی بازی ها و برخی رابطه های مفروض و گنگ. برای مثال می توان به بازی بد مانی حقیقی در نقش آنتاگونیست ماجرا اشاره کرد که در آن نقش اکت ها و کنش هایش تصنعی می شود و یا کاراکتر تیپیک محمدرضا فروتن که در ساختار در نمی آید. اما با همه ی این ضعف ها، نگار با بازی اندازه و خوب جواهریان در پرداخت به شخصیت مرکزی اش خوب درآمده است و نوع روایت آن با به کار گیری موتیف های سوررئال در برخی از نماها ستایش آمیز می باشد. برای نمونه بازی با زمان و جریان داشتن قصه در روایت مخلوط گذشته و آینده که فیلمساز با آکسیون های غیر خطی اش به آنها شکل می دهد. استفاده از جامپ کات هایی دقیق و بازی با موجودیت پرسناژ نگار و پدرش در حین جریان داشتن درام مرکزی، هذیان را به ساحت ابژکتیو می کشد و تا پایان مخاطب را درگیر وهم و خیال نگار می کند. حتی دیالوگ آخر پیمان (فروتن) به نگار این است: ((تو از کجا فهمیدی؟)) جالب اینجاست که کارگردان با این سئوال بدون پاسخ اثر را می بندد و پایان را در دوشکل باز و بسته رها می کند. از یک طرف نگار انتقامش را گرفته و از طرف دیگر قطعیتی وجود ندارد که چنین پایانی حقیقت داشته باشد. چون در طول فیلم با منطق هذیانی ای که اثر برای مخاطب ایجاد کرده است و واقعیت و خیال درهم تنیده اند، شاید سکانس آخر هم مثل بقیه ی اتفاقات در ذهن نگار جریان داشته باشد و ما در حال تماشای یک وهم دیگر باشیم!!!

نگار با داشتن ضعف هایی کوچک در بازیگردانی و بازیگری، اثری ستایش برانگیز در سینمای مخمور و منفعل این روزهای ایران است. سینمایی که در دایره ی ملودرام های اجتماعی گیر کرده و هنوز میلی برای خارج شدن از این مدار خود تکرار را ندارد.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 1 =

تبلیغات

برترین ها