در سینمای امروزی فیلم های سه گانه یا همان تریلوژی ها بسیار مهم هستند. از سه گانه «پدر خوانده» تا سه گانه «بازگشت به آینده»، تریلوژی های موفق نشان داده اند که لیاقت دوست داشته شدن توسط دوستداران سینما را دارند. گاهی اوقات تمام کردن یک داستان در غالب تنها یک فیلم کار سختی است.

به گزارش ایران مگ به نقل از روزیاتو، در این گونه موارد است که کارگردان داستان خود را در قالب یک سه گانه روایت می کند؛ سه داستان خارق العاده که هر یک دیگری را تکمیل می کند تا جایی که پس از اتمام سه فیلم به اوج زیبایی و کمال تصویری و ادبی می رسیم.

البته گاهی اوقات نیز سه گانه ها با شکست مواجه می شوند. در این گونه موارد قسمت اول این سه گانه فیلمی موفق می شود اما دو قسمت بعدی چنگی به دل نمی زنند مانند پیش درآمدهای مربوط به «جنگ ستارگان». لازم نیست که هر قسمت از این سه گانه ها داستانی یکسان را دنبال کنند و برخی از موفق ترین سه گانه های تاریخ سینما فیلم هایی مجزا در یک فرانچایز مشخص هستند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین و جذاب ترین فیلم های سه گانه تاریخ سینما آشنا کنیم.

۵- سه گانه انتقام

همدردی با آقای انتقام، پیر پسر، بانوی انتقام

Oldboyfgh w700

اما فیلم سوم با عنوان «بانوی انتقام» (Lady Vengeance) که پایانی خوش نیز دارد مقدار خونی که در این مسیر ریخته می شود را نشان داده و مشخص می کند که انتقام ایده بسیار مشکل و دردناکی است. با این وجود، این تریلر سه گانه هوشمندانه شایستگی اضافه شدن به این لیست را داشتند زیرا نشان داده اند که سینمای کره جنوبی در سال های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته و فیلم های بسیار جذابی در این کشور ساخته شده است. فیلم سوم از دو فیلم اول ضعیف تر است زیرا ظرافت و داستان پردازی هوشمندانه دو قسمت اول کمتر در آن دیده می شود و برای جلب توجه بیننده به زمان بسیاری بیشتری نیاز دارد.

۴- سه گانه دلار

یک مشت دلار، برای چند دلار بیشتر و خوب، بد، زشت

The Good the Bad and the Uglyqwe w700

سرجیو لئونه با مجموعه فیلم های وسترن خود به بازی کلینت ایستوود قصد ساختن سه گانه نداشت اما مجموعه فیلم های او با بازی این بازیگر که بعدها به سه گانه دلار مشهور شد مظهر تجلی ژانر وسترن در تاریخ سینما لقب گرفتند. این سه گانه وسترن با فیلم «یک مشت دلار» (A Fistful of Dollars) شروع شد که در واقع بازسازی فیلم «یوجیمبو» (Yojimbo) ساخته آکیرا کوروساوا بود و حتی کمپانی سازنده فیلم ژاپنی به خاطر این موضوع از لئونه شکایت کرده و رأی دادگاه نیز به نفع آن ها به پایان رسید. دنباله آن با نام «برای چند دلار بیشتر» (For a Few Dollars More) یک فیلم وسترن کلاسیک اکشن بود اما سومین قسمت که «خوب، بد و زشت» (The Good, the Bad and the Ugly) نام داشت همان قسمتی بود که باعث شهرت این سه گانه وسترن شد. تفسیر لئونه از غرب وحشی اکنون جزئی از فرهنگ عامه مردم جهان شده است.

امروز دیگر دوئل های بی صدا و طولانی به سبک مکزیکی با کلوزآپ های بسیار فراوان که از آن با عنوان «برداشت لئونه» یاد می شود همگی نماد ژانر وسترن هستند. جدای از سبک کارگردانی خاص لئونه و بازی بی نقص و جذاب ایستوود در نقش مرد بی نام، این موسیقی هیجان انگیز و خاص انیو موریکونه است برای همیشه در ناخوداگاه طرفداران ژانر وسترن جا خوش کرده است. موسیقی متن فیلم «خوب، بد و زشت» یکی از بهترین موسیقی متن های تاریخ سینماست که تُن های آن هماهنگی خاصی با حال و هوای غرب وحشی دارد.

۳- سه گانه سه رنگ

سه رنگ: آبی، سه رنگ: سفید، سه رنگ: قرمز

Three Colours23 w700

سه گانه کریشتوف کیشلوفسکی بر اساس سه رنگ محبوب فرانسوی ها یک فیلم هوشمندانه، چالش برانگیز و بسیار جاه طلبانه بود. در قسمت اول این سه گانه با عنوان «سه رنگ: آبی» (Three Colours: Blue) ژولیت بینوش در نقش زنی غمگین را روایت کرده و تلاش های او برای رهایی از غم و فلاکت را دنبال می کند. قسمت دوم که «سه رنگ: سفید» (Three Colours: White) نام دارد ماجراجویی های خنده دار یک مرد را روایت می کند که پس از جدا شدن از همسرش تلاش می کند از همسر بیرحمش انتقام بگیرد. بخش سوم این سه گانه نیز با عنوان «سه رنگ: قرمز» (Three Colours: Red) سبک جدی داستان پردازی قسمت اول را دنبال کرده و داستان دوستی بین یک قاضی بازنشسته و یک مدل را روایت می کند.

شخصیت های سه فیلم در هر سه داستان با هم برخورد می کنند و با استفاده از سبک تصویرسازی خیره کننده کارگردان، رنگ های کنترل شده، موسیقی متن زیبای زبیگنیو پریسنر و سه بازی خارق العاده از سه بازیگر زن متفاوت به یکدیگر مرتبط می شوند. برای گرفتن کلوزآپ صحنه ای که بینوش اجازه می دهد یک دانه قند در قهوه اش حل شود، کیشلوفسکی خواسته بود که این سکانس ۵ ثانیه به طول بینجامد از این رو از دستیار خود خواست که قندهای مختلفی را امتحان کند تا بهترین قندی که در مدت ۳ ثانیه حل شود را پیدا کنند. به این می گویند فیلم سازی با برنامه ریزی بی نظیر.

۲- سه گانه مردگان

شب مردگان زنده، طلوع مردگان، روز مردگان

Night of the Living Deadqqqg w700

کسی که به فیلم های ترسناک زامبی محور علاقه داشته باشد بدون شک جورج رومرو و فیلم های کلاسیک او در این ژانر را می شناسد. رومرو کارگردان و فیلمسازی بسیار باهوش بود و سه گانه مردگان او از بهترین سه گانه های تاریخ سینما به شمار می آید. رومرو در این سه گانه یک بیماری هولناک و عجیب را به جان مردم جهان انداخت. پیش از اولین فیلم او در سال ۱۹۶۸ با عنوان «شب مردگان زنده» (Night of the Living Dead) هیچ کسی نمی دانست زامبی چیست.

آن دوران خبری از سریال های زامبی محور پرطرفدار شبکه AMC  و اقتباس های مختلف از داستان های جین آستین نبود. اما قدرت فیلم کم هزینه«شب مردگان زنده» و دنباله های هجو آمیز آن بود که همگان را با دنیای ترسناک و هیجان انگیز زامبی ها آشنا ساخت. اگر چه دنباله های بعدی رومرو بر این سه گانه نقدهای متفاوتی دریافت کردند اما کسی شک ندارد که سه گانه اول مردگان برای همیشه در ذهن طرفداران این ژانر باقی ماند.

۱- سه گانه ایمان

همچون در آینه، نور زمستانی، سکوت

Through a Glass Darklysdd w700

شاید بتوان گفت که آلفرد هیچکاک و اینگمار برگمان بهترین و دوست داشتنی ترین فیملسازان تاریخ سینما هستند. تمامی فیلم هایی که توسط این دو کارگردان ساخته شده اند را می توان شاهکارهایی در عالم سینما دانست اما سه گانه «ایمان» (Faith) ساخته اینگمار برگمان را باید شاه بیت سه گانه های برتر تاریخ سینما نامید. این سه گانه که در اوایل دهه ۱۹۶۰ ساخته شد آثاری گرانبها با تم سلامت روانی، دیوانگی و باورهای دینی است. فیلم اول این سه گانه سینمایی با عنوان «همچون در آینه» (Through a Glass Darkly) داستان زوال رو به دیوانگی خانواده ای را در جزیره ای دور دست روایت می کند و در نهایت اینگمار برگمان به خاطر این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را دریافت کرد.

قسمت دوم که «نور زمستانی» (Winter Light) نام داشت کشیشی را نشان می دهد که از لحاظ ایمان و شرایط روحی دچار تزلزل شده و آن را باید تاریک ترین و تلخ ترین فیلم برگمان دانست. قسمت سوم با عنوان «سکوت» (The Silence) به تنهایی یک شاهکار به تمام معناست و به خاطر سکانس های غیرمعمول و بسیار روشنگرانه اش مورد توجه قرار گرفت. هر فیلم این سه گانه در فضایی بسیار غیرمعمول، با کمترین دیالوگ ممکن، با فیلم برداری حیرت انگیز سون نیکویست و بازی های خارق العاده از مظنونین همیشگی برگمان ساخته شده اند. اگر می خواهید افسرده نشوید بهتر است سراغ این سه گانه نروید و به همان «سفر به آینده» بچسبید. وقتی که کابی لارتی، همسر برگمان برای اولین بار فیلم «نور زمستانی» را دید گفت:«اینگمار این یک شاهکار است اما شاهکاری افسرده کننده» و برگمان پاسخ داد: «کاملاً درست گفتی».

 

 

در همین ارتباط بخوانید :

۱۰ سه گانه بی نظیر تاریخ سینما که حتما باید دید! + تصاویر ( بخش اول )